جوانانی که بی بصیرتی، هلاک جانشان شد!


یزدفردا "رضا نکوهی :از یک سال گذشته تا کنون لزوم بالا بردن بصیرت در سالهای اخیر بیش از پیش احساس گردید چرا که فتنه ها به مردم روی آوردند و تعدادی نیز در این فتنه ها متحیر!و جوانهایی متضرر! گشتند.

اما اگر به تاریخ نگاهی بیفکنیم درمی یابیم که تاریخ با تغییر رنگ زمانه تکرار می شود؛ از فتنه جمل و نهروان تا اعدام شیخ فضل الله نوری، غائله منافقین،... و همین فتنه اخیر.



30 خرداد نیز یادآور سالروز آغاز جنگ مسلحانه سازمان مجاهدین به اصطلاح خلق ایران در سال 60 است که توسط میلیشیای آنها(که درظاهر برای مقابله با توطئه های آمریکا طراحی و تربیت شده بود) صورت پذیرفت. شاید بتوان این فتنه را در گمراهی و به هلاکت انداختن جوانان، فجیع ارزیابی نمود.


آنگونه که امام خمینی(ره) نیز در اول تیر 1360 در بیاناتی فرمودند:

".. و من بايد به اين جوانهاى گول خورده ، که از چند نفر گرگ اينها گول خورده اند، نصيحت کنم و به پدر و مادر اين عزيزان نصيحت کنم که شما فرزندان خودتان را و جوانهاى خودتان را از دست اين گرگهايى که به صورت آدميزاد درآمده اند و شما را منحرف مى خواهند بکنند، بگيريد.

شما که بازى خورديد و سران خيانتکار منافقين، شما را بازى داده اند و خودشان در پناهگاهها نشستند و شما را به خيابان آوردند؟ آنهايى که شما را به قيام و استقامت دعوت کردند و جا را خالى گذاشتند و رفتند! قيام و استقامت در مقابل کى؟ در مقابل اسلام؟در مقابل جمهورى اسلامى ؟در مقابل قرآن کريم؟ با اسم قرآن، مجاهده در مقابل اسلام و قرآن؟! با اسم اسلام، قيام بر ضد اسلام؟! با اسم آزادى، قيام بر ضد آزادى؟! بيدار بشويد! جوانهاى خودتان را نصيحت کنيد.

... و اين جوانهايى که به دام اينها افتادند تنبه پيدا کنند و برگردند به دامن اسلام.
بيخود جان خودشان را فداى شيطان نکنند.

جان برادرانشان را فداى هواهاى شيطانى نکنند.

سران اينها شياطينى هستند که آن شياطين مى خواهند جوانهاى ما را دخترهاى بيچاره مارا، پسرهاى بيچاره مارا، مى خواهند در مقابل ملت نگه دارند و قيام کنند در مقابل ملت، و همه را به باد فنا بدهند."


اما بی بصیرتی و اغواهای شیاطین، در عین حالی که توانایی درک حقایق را از آنها ربود و باعث شد جان خود را در راه اهداف اربابان پلید خود بدهند؛ بارها و بارها با گرفتن جان عزیزانی چون آیت الله صدوقی، آیت الله مدنی،آیت الله دستغیب و ... صدمه بزرگی به اسلام وارد ساخت.آری می بایست آنها را دنباله رو خوارج نامید که با جهل و عناد خود بزرگترین ضربه را به اسلام وارد نمودند.

در همان زمانی که حسین فهمیده ها با بصیرت فوق العاده، آگاهانه مرگ را در قالب عملیات شهادت طلبانه جستجو و عنوان رهبری را شایسته خود می ساختند عده ای دیگر با جهالت و بی بصیرتی راه ابن ملجم ها را پیموده و خود را جهنمی مینمودند! این جاست که اهمیت بصیرت تاویل می گردد.

در نشریه مجاهد(ارگان رسمی منافقین خلق) در شرح حال محمد حسین خداکرمی عامل اقدام جنایتکارانه در به شهادت رساندن آیت الله اشرفی اصفهانی داریم:"آن شب را ما شب قدر نام گذاشتیم و تا صبح بیدار بودیم و در تمام شب آیاتی از سوره های آل عمران،توبه نساء،ابراهیم و چند خطبه از نهج البلاغه خواندیم.آن شب حسین حرفهای عجیبی درباره شهادت می زد و از جمله می گفت: با ارزشترین مرگها، همین شهادت آگاهانه و مختارانه است"

 
البته بدیهی است که این گونه عملیاتهای انتحاری تنها در چند ماه اول بعد از اعلام جنگ مسلحانه نمود داشت و بعد از آن با روشدن بیش از پیش چهره کریه منافقین دیگر چنین حوادثی رخ نداد. آیا اگر این جوانها از اهداف شوم اربابان پلید خود مطلع بودند این گونه می کردند؟آیا اگر به نصیحتهای مشفقانه امام امت گوش فرا می دادند چنین سرنوشت شومی در انتظار آنها بود؟باید گفت بی بصیرتی آنها باعث هلاکتشان شد.

جا دارد در این جا به گوشه ای از تبلیغات پلیدانه منافقین خلق در به اصطلاح بزرگداشت کشته شدگان خود نگاهی بیفکنیم تا جوانان با نوع تبلیغات آنها از یک سو آشنا شوند و از طرف ذیگر با نوع نگرش افرادی که در دام این گرگها گرفتار آمده و دنیا و آخرت خود را تباه کرده اند آشنا شوند و به این نکته برسند که مرز بین کفر و ایمان خطی جز بصیرت نیست.

در شماره هایی از نشریه مجاهد تبلیغات هتاکانه زیر را میابیم:

 
 
 
 

در انتها جا دارد ادامه بیانات امام(ره) در اول تیر سال 60 را مرور نماییم آنجا که می فرمایند:
"تعليم بگيريد از اين حوادثى که در دنيا واقع مى شود.

شماها چند سال ديگر نيستيد در اين عالم، چمران هم نيست، چمران با عزت و عظمت و با تعهد به اسلام جان خودش را فدا کرد و در اين دنيا شرف را بيمه کرد و در آن دنيا هم رحمت خدا را بيمه کرد، ما و شما هم خواهيم رفت.
مثل چمران بميريد.
مثل اين سربازهايى که در مرزها کشته مى شوند بميريد.

اين وصيتنامه هايى که اين عزيزان مى نويسند مطالعه کنيد.

پنجاه سال عبادت کرديد، و خدا قبول کند، يک روز هم يکى از اين وصيتنامه ها را بگيريد و مطالعه کنيد و تفکر کنيد."

یزدفردا


  • نویسنده : یزد فردا
  • منبع خبر : خبرگزاری فردا